|
روزي كه در جام شفق مل كرد خورشيد |
بر خشكچوب نيزهها گل كرد خورشيد |
|
شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم |
خورشيد را بر نيزه، گويي خواب ديدم |
|
خورشيد را بر نيزه؟ آري، اينچنين است |
خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است |
|
بر صخره از سيب زنخ بر مي توان ديد |
خورشيد را بر نيزه كمتر ميتوان ديد |
|
* |
* |
|
بيدرد مردم، ما خدا، بيدرد مردم |
نامرد مردم، ما خدا، نامرد مردم |
|
از پا حسين افتاد و ما بر پاي بوديم |
زينب اسيري رفت و ما برجاي بوديم |
|
از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند |
دست علمدار خدا را قطع كردند |
|
نوباوگان مصطفا را سربريدند |
مرغان بستان خدا را سربريدند |
|
در برگريز باغ زهرا برگ كرديم |
زنجير خاييديم و صبر مرگ كرديم |
|
چون بيوگان ننگ سلامت ماند برما |
تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما |
|
* |
* |
|
روزي كه در جام شفق مل كرد خورشيد |
بر خشكچوب نيزه ها گل كرد خورشيد |
|
|
|
|
|
علي معلم دامغاني |