سرزمین فلسطین برای اسرائیلی ها حکم پوست شتر را دارد که در صورت گرسنگی و تشنگی منقبض و کوچک و در صورت سیری منبسط و بزرگ می شود. سرزمین فلسطین نیز اگر ـ به قول یهودی ها ـ "امت برگزیده خداوند" در آن ساکن شود، گسترش خواهد یافت و اگر یهودی ها از آن مهاجرت کنند، دچار انقباض خواهد شد.
اسرائیل در نگاه یهودی ها از نیل آغاز می شود و تا فرات ادامه دارد که این مسئله در نقشه هایی که تهیه کرده اند و همچنین در کتاب هایی که به دانش آموزان شان تدریس می کنند، هویداست. آنان مدعی هستند که این سرزمین ـ از نیل تا فرات ـ را خداوند به حضرت ابراهیم بخشیده است (حضرت ابراهیم جد مشترک عرب ها و یهودی هاست.) و پس از آن اسماعیل (نیای عرب ها) آن را از برادرش اسحاق (نیای یهودیان) دزدیده است و از همین رو عرب ها که در حال حاضر در این منطقه ساکن هستند، دزد به شمار می روند و این حق طبیعی یهودی هاست که برای بازگرداندن سرزمین خود تلاش کنند. ضمنا اسرائیلی ها بر این باورند که اشغال این منطقه آغاز استقلال شان است.
استفاده از دین، در واقع به راهکار گروه های یهودی برای انتقال شمار بیشتری از یهودیان از سرتاسر جهان به فلسطین و تحقق رویای استیلا بر بیش تر مناطق فلسطینی است. گروه های صهیونیست، از دین در امر شهرک سازی و اسکان یهودیان در فلسطین بهره برداری می کنند. گفتنی است که اساس جنبش صهیونیسم بر دو اصل استوار است. نخستین اصل، مقوله زمین بدون ملت و دومین اصل نیز کشتار و آواره کردن صاحبان اصلی زمین است و این دقیقا همان کاری است که اسرائیلی ها مشغول انجام آن هستند و صاحبان اصلی فلسطین را آواره و زنان و کودکان آنان را می کشند.
در این میان ممکن است برخی نیز این پرسش را مطرح کنند که چگونه یک سرباز اسرائیلی به خود اجازه می دهد که یک کودک بی گناه فلسطینی را بکشد؟
برخی از خاخام ها در توجیه این رفتار می گویند که این کودک بزرگ می شود و سلاح به دست گرفته و با ما مبارزه خواهد کرد. زنان فلسطینی نیز کودکانی را به دنیا می آورند که با گذشت زمان بزرگ می شوند و به مبارزه با یهودیان خواهند پرداخت. باید گفت که این تفاسیر کاملا مطابق با عبارتی بود که "مناحیم بیگن" به کار می برد و می گفت: "من می جنگم... پس هستم"
اگر به بررسی ریشه های اصلی تفکر صهیونیسم بپردازیم، می بینیم که تفکر صهیونیسم در اصل یک تفکر غربی است که توسط دو مسیحی مطرح شد که خود از یهودیان متنفر بودند.
دکتر عبدالوهاب المسیری در کتاب خود تحت عنوان "یهودیان و یهودیت" می گوید: "پیدایش تفکر صهیونیسم به یهودیان ربطی ندارد بلکه اساس شکل گیری آن اندیشمندان استعمارگر غیر یهودی بودند."
در نگاهی به اعلامیه "بالفور" که در آن به یهودیان وعده تشکیل یک میهن ملی داده شده بود، به این نکته پی خواهیم برد که با وجود آنکه اندیشمندان غیریهودی نقش ویژه ای را در برپایی دولت یهود ایفا کردند، ولی هدف شان خدمت به منافع خودشان بود و در صدد آن بودند که اروپا را به هر شکل ممکن از دست یهودیان که در واقع یک مشکل اقتصادی، تجاری و سیاسی برای شان به شمار می رفتند، نجات بخشند.
یک گروه یهودی به نام "ناتوری کارتا" که هر ساله پرچم اسرائیل را آتش می زند، مدعی است که تورات بازگشت به فلسطین را حرام اعلام کرده است چرا که این اقدام صهیونیست ها باعث نابودی یهودیان می شود و تشکیل سرزمین "اسرائیل" نباید با ویرانگری، خونریزی و کشتار صورت گیرد. بازگشت اسرائیلی ها به سرزمین موعود باید توسط مسیح "یهودی مخلص" صورت گیرد و یهودیان باید تا آن زمان صبر کنند و پس از ظهور مسیح، به فرماندهی و رهبری او وارد سرزمین موعود شوند.
تنها نکته ای که اشاره به آن در اینجا ضروری است، توجه به تفاوت اساسی میان یهودیت و صهیونیسم است. یهودیت یک عقیده است که گروهی از مردم به آن باور دارند، ولی صهیونیسم یک جنبش استعماری است که ضرورتا هر یهودی به آن اعتقاد ندارد.
با این همه تاریخ نشان داده است ملت هایی که محور شکل گیری شان استعمارگری، اشغال و شهرک سازی بوده است، وقتی که موفق به از بین بردن صاحبان اصلی یک سرزمین نشده اند، سرنوشت شان نابودی و زوال بوده است.
منبع:روزنامه "اخبار الخلیج" چاپ بحرین
|