تبليغاتX
کربلای جبهــــــــــــــــــه ها

کربلای جبهــــــــــــــــــه ها

امام صادق ع : شفاعت ما هرگز به کسی که نمازش را سبک بشمارد‘ نمیرسد

جرا بسیج مستضعفیــــــــــــــــن؟

جرا بسیج مستضعفیــــــــــــــــن؟

بازگشت عنوان سازماني «بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» به «بسيج مستضعفين» كه درحكم انتصاب رئيس اين سازمان توسط مقام معظم رهبري قطعيت يافت، تحليل‌ها و چراهاي متفاوتي را به همراه داشت. اين چراها در عرصه نقادي نبود اما بازگشت مفهومي آن بعد از گذشت 30 ‌سال از انقلاب اسلامي، نياز به تبيين و توضيح مسؤولان محترم بسيج دارد. با گذري به نامگذاري اوليه بسيج توسط حضرت امام (ره)، در حد بضاعت به چرايي اين بازگشت اشاره خواهيم كرد.


1ـ تشكيل اوليه بسيج توسط حضرت امام (ره) با عنوان «بسيج مستضعفين» صورت گرفت. هنگام تأسيس بسيج مستضعفين، سخني از الحاق آن به سپاه در ميان نبود و مباحث مختلفي بر سر اداره اين نهاد صورت گرفت و نهايتاً در تيرماه 59 مجلس شوراي اسلامي الحاق آن را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تصويب نمود. به رغم تصويب مجلس شوراي اسلامي، الحاق عملي بسيج مستضعفين به سپاه، تا دي ماه همان سال به طول انجاميد و شروع جنگ تحميلي در حد فاصل تصويب و الحاق اتفاق افتاد.
2 ـ برخي بر اين عقيده‌اند كه واژه «استضعاف» به معني فقر اوليه نيست و براي افراد يا جماعت و ملتي به كار برده مي‌شود كه به فقر كشيده شده‌اند و ابتدا به ساكن اينگونه نبوده‌اند. لذا كاربرد اين واژه را در بدو پيروزي انقلاب امري پسنديده و قابل دفاع مي‌دانند اما اكنون استضعاف در كشور مفهوم اوليه خود را از دست داده است. علاوه بر آن اگر «مستضعفين» را به مثابه «گفتمان» به كار گيريم، حدود 40 درصد جامعه ما در اين دايره جاي نمي‌گيرند در حالي كه بسياري از آنها عضو و علاقه‌مند به بسيج هستند.
3ـ در تبيين چرايي بسيج مستضعفين، ابتدا بايد مفهوم آن را از قالب‌هاي ذهني فعلي بيرون كشيد. واژه مستضعف نيز همانند واژه «عدالت» به صورت ناخودآگاه، ذهن آدمي را به حوزه اقتصاد و محروميت اقتصادي سوق مي‌دهد. لذا بايد مفهوم مستضعف را به عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي تسري داد و جامعيت آن را بازتوليد نمود.
4 ـ به نظر مي‌رسد هدف اصلي حضرت امام (ره) از كاربرد واژه مستضعفين جهت بسيج، ابعاد مختلفي را در بر مي‌گيرد كه تاكنون نسبت به تبيين آن اقدام مؤثري صورت نگرفته است. از جمله اين دلايل مي‌توان به:
1ـ 4ـ بسيج از ديدگاه امام (ره) «منحصر به ايران اسلامي نيست» لذا هر انسان مظلومي كه در سراسر جهان به استضعاف كشيده شده است و مغضوب ديكتاتورها و استكبار جهاني است، عضوي از «جامعه جهاني بسيج» است، لذا گفتمان امام (ره) مبتني بر قطب‌بندي دوگانه استضعاف ـ استكبار بود و اين آرايش، ضمن دائمي بودن، مرز و جغرافيا نمي‌شناسد.
2 ـ 4 ـ در انديشه امام (ره) رفاه و مبارزه با هم همسويي ندارند. به اعتقاد وي «كساني كه معتقدند مبارزه و رفاه با هم قابل جمع‌اند آب در هاون مي‌كوبند» لذا شعاع و جغرافياي حضرت امام (ره) جهت مبارزه جهاني عليه استكبار، عالم مستضعفين است و پا برهنگان مدنظر امام (ره) در اين مبارزه فقط فقراي اقتصادي نيستند، چرا كه سرمايه‌هاي ملي و هويتي و فرهنگي ملت‌ها امروز به همان سان كه منابع اقتصادي و قدرت سياسي آنان در چنبره استكبار گرفتار آمده، به غارت رفته است.
3 ـ 4ـ در نگاه اعتقادي امام (ره) و تشيع و در عهدي كه خداوند در قرآن بر آن تأكيد كرده است، مستضعفين وارث حقيقي زمين‌اند. بنابراين بسيج مستضعفين در زمان غيبت منجي به دنبال تحقق و آماده سازي اين «وراثت» است. در گفتمان ديني و شيعي تا زماني كه «نجعلهم‌الائمه» از قوه (غيبت) به فعل (ظهور) منجر نشود، جهانيان در استضعاف به سر خواهند برد. بر اساس اين نگرش، رفاه مادي و اجتماعي هم اگر صورت گيرد باز جامعه جهاني در انتظار منجي كه دشمن مستكبرين است خواهد بود و براي تحقق «نجعلهم الوارثين» تلاش مي‌نمايد.
بنابراين بسيج مستضعفين متشكل از فقيران اقتصادي نيست، بلكه متشكل از همه كساني است كه جهت تحقق «ونريدان نمن علي‌الذين استضعفوا في‌الارض» تلاش مي‌نمايند. نقش ايران اسلامي در اين ميان چيست؟ ايران امروز زايشگاه و مهد اوليه اين حركت جهاني است و عالم مستضعفين را براي برافراشته شدن اين پرچم صلا مي‌زند. به تعبير سيد شهيدان اهل قلم، ايران امروز مركز آن نور مقدسي است كه در ظلمات اين عصر درخشيدن گرفته است و فرداي تاريخ را تا عصر عدالت جهاني روشن خواهد نمود. چرا در ايران امروز، بسيج متولي فراخواني مستضعفين عالم براي ايجاد حكومت آنان بر زمين است؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد به ارتباط رهبر وارثين و بسيج پرداخت زيرا نبايد شك نمود كه بهترين ياران او در ميان بسيجيان هستند. سيد شهيدان اهل قلم در اين باره مي‌نويسد: «بسيج قبله آمال همه كساني است كه حقيقت انتظار موعود را دريافته‌اند و مي‌دانند كه جز اين راه، هر چه هست، نقش خيال بر آب باطل زدن است. بسيجي‌ها دلباخته حق‌اند و ما دلباخته بسيجي‌ها. آنها سربازان امام زمان (عج) و پيوستگان به او هستند. تو اگر در جست‌وجوي موعود خويش هستي او را در ميان سربازانش بجوي. بسيجي خود را در نسبت ميان مبدأ و معنا مي‌بيند و انتظار موعود و با اين انتظار هويت تاريخي انسان را باز مي‌يابد. او آسايش تن را قرباني كمال روح مي‌كند و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خيابان كه در فاصله ميان مبدأ و موعود تاريخ باز مي‌شناسد و براي مبارزات بعدي آماده مي‌شود.» پارامترهاي مهمي همچون جهاني خواندن بسيج توسط امام (ره)، استمرار استضعاف تا ظهور منجي عدالت‌گستر و لزوم گفتمان‌سازي در مقابل جبهه استكبار از جمله دلايل نامگذاري «بسيج مستضعفين» است. درواقع چيزي عوض نشده است، ديروز بسيج مستضعفين در جنگ سخت مي‌جنگيد و امروز وارد جبهه جنگ نرم مي‌شود. جبهه تغيير كرده است اما عنوان بايد ثابت بماند. بسيج مستضعفين به مثابه گفتمان و ميقات مظلومين عليه مستكبرين است و تا مبارزه هست جبهه مستضعفين نيز هست و تا منجي نيامده رسالت از دوش هيچ كس برداشته نمي‌شود.

? +? : گمنام ? تاريخ: سه شنبه 1388/09/10 ? موضوع: ?

[5 آذر 1358] - تـشـكـيـل بسيج مستضعفين به فرمان امام خمينى (ره )

[5 آذر 1358] - تـشـكـيـل بسيج مستضعفين به فرمان امام خمينى (ره )

((بسيج لشكر مخلص خداست ))
تشكيل بسيج مستضعفين، ارتش بيست ميليوني به فرمان امام خميني (ره) هوشياري و درايت بي نظير حضرت امام خميني (ره) از جمله اساسي ترين عوامل در جهت خنثي سازي توطئه ها به حساب مي آيد که به برکت اين دورانديشي و هدايت انقلاب در مسير اصلي خود، زمينه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسي امريکا در تهران و برملاشدن ماهيت سلطه جو و تجاوزکارانه امريکا، شيطان بزرگ با ضربه اي سخت و جبران ناپذير روبرو شد. ...

اسناد بدست آمده از لانه جاسوسي و اظهارات صريح حکام امريکايي مردم و رهبران کشور و بويژه حضرت امام را با اين حقيقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامي امريکا و هجوم وي به جمهوري اسلامي، امري بعيد و غيرممکن نبوده و با توجه به سوابق اين کشور در جهان لزوم آمادگي مردم جهت مقابله و رويارويي را در کوتاهترين زمان ممکن آشکار مي ساخت.
بر اين اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، يعني در مدتي کمتر از يک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاريخي تشکيل بسيج را صادر فرمودند:
يک مملکت بعد از چند سالي که بيست ميليون جوان دارد بايد بيست ميليون تفنگدار داشته باشد و بيست ميليون ارتش داشته باشد و يک چنين مملکتي آسيب پذير نيست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهاي والاي آن داشتند، با آمادگي و قصد و اراده خلل ناپذير جهت پاسداري از دستاوردهاي انقلاب گروههاي مقاومت مردمي را درپايگاههاي بسيج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکيل دادند.


اولين تجربه آنها به صورت عملي ياري رساندن به سپاه و کميته در قالب رويارويي با ضدانقلاب و خنثي سازي توطئه هاي آنها بود و از اين راه نقش موثري در خدمت به انقلاب و اهداف الهي آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلاميمان در شهريور 59 اين اعتقاد که يک سازماندهي جهت تشکيل بهتر نيروهاي مردمي بوجود آيد، قوت گرفت و از آن پس نيروهاي مردمي صاحبان اصلي انقلاب اسلامي جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسيج ملحق گرديدند و عملياتهايي چون طريق القدس، حصر آبادان، فتح المبين، ثامن الائمه و الفجر 8 ، کربلاي 5 و .... از دستاوردهاي عظيم اين تشکل الهي بود.


اگر امروز توفيق اين را داشته ايم که کشور اسلاميمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاريخ حفظ کنيم به يمن حضور گسترده بسيج بوده و لاغير. چنان که رهبر فقيد انقلاب اسلامي حضرت امام (قدس سره) فرمودند:
رحمت و برکات خداوند بر بسيج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.
آري رزمنده بسيجي، ضمن توان رزمي بسيار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوي قابلي دردفاع منظم بحساب مي آيد تا حدي که سلاحهاي سنگيني چون توپ و تانکهاي پيش رفته را به حرکت در آورده و روبروي دشمن قرار داده.
هدف از تشکيل واحد بسيج مستضعفين ايجاد توانايي هاي لازم در کليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوري اسلامي و همچنين کمک به مردم به هنگام بروز بلايا و حوادث غيرمترقبه يا هماهنگي مراجع ذيربط مي باشد.
بسيج جايگاهي ملکوتي است. مکاني براي درس چگونه زيستن انسانها، جايگاه عشق و صفا و صميمت و در يک کلام، شهيد جبهه ها و قهرمان يا مظلوم پشت جبهه هاست.

بيش از يكسال از صدور فرمان امام خميني (رحمة الله عليه) مبني بر تشكيل بسيج نگذشته بود كه رژيم بعثي عراق در تحقق اهداف پليد نظام سلطه جهاني، هجوم همه جانبه خود را به ميهن اسلامي ما آغاز كرد.
انقلاب اسلامي در آن اوضاع بحراني ناشي از دگرگوني ها و تغيير و تحولات آن زمان، هيچ گونه، آمادگي لازم را براي مقابله با متجاوزان بعثي نداشت. ارتش جمهوري اسلامي ايران كه با حمايت امام خميني (رحمة الله عليه) توانسته بود جايگاه خود را پيدا نمايد، در حال خودسازي و تثبيت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم كه نهادي نوپا و براي حفظ امنيت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهيزات لازم و تجربه كافي براي مقابله با تجاوز خارجي بود.
از آن سو دشمن هم با ارتشي تا بن دندان مسلح و برخودار از پشتيباني قدرتهاي استعمارگر، كشور را مورد هجوم قرار داد. در اين اثنا بود كه نقش بسيج به عنوان يك نيروي جوشيده از متن مردم انقلابي، در صحنه دفاع مقدس ظهور پيدا كرد. دشمن كه سوداي فتح سه روزه را در سر مي پروراند، در همان روزهاي نخستين با مردمي مواجه شد كه با دست خالي به دفاع از كيان مقدس نظام اسلامي خود برخاسته بودند و از ايثار خون خويش دريغ نمي كردند، جوانان سلحشوري كه به فرمان امام (رحمة الله عليه) در پايگاههاي مقاومت تحت نام "بسيجي" گرد آمده بودند و با كوچكترين اشاره ايشان به جبهه هاي نبرد مي رفتند و تا آخرين قطره خون خويش ايستادگي و مقاومت مي كردند.
در طول هشت سال دفاع، بسيج آن چنان درخشيد كه دشمنان اعتراف كردند كه "قدرتي در بسيج نهفته است كه مي تواند با يكايك ارتش هاي كلاسيك جهاني مقابله كند". بسيج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظيفه جذب، آموزش و سازماندهي نيروهاي مردمي و اعزام آنها را به جبهه هاي نبرد برعهده داشت و در اين مدت توانست جميعت مؤمن و صاحب ارزشي را از امت حزب الله، در درون خود بپروراند و پايه ريزي ارتش مردمي را دنبال كند و سرانجام پس از هشت سال دفاع مقدس، بسيجيان مظلوم و سلحشور جبهه هاي توحيد به همراه امت شهيدپرور، از اين آزمايش الهي سربلند و پيروز بيرون آمدند.
از نوجوان 13 ساله تا پيرمرد 80 ساله در ميان خيل عظيم شهداي بسيجي مشاهده مي شود. امام راحل اين چهره هاي مظلوم را به شايستگي تمام به تصوير كشيدند و فرمود:
شما آئينه مجسم مظلوميت ها و رشادت هاي اين ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين كشوريد.
شركت خواهران در بسيج:
جهاد در مكتب اسلام از فروع دين و از واجباتي است كه استواري دين به آن بستگي دارد، زيرا اسباب سربلندي اعتلا و كمال و استقلال جامعه مسلمانان مي شود و آن را در برابر ديگر ملل و دشمن متجاوز آبرو و عزت مي بخشد. لذا به سبب آنكه دفاع در هر جامعه اسلامي حالت وجوب همگاني دارد، و چون مقدمه واجب نيز واجب مي گردد و بايد مسلمانان اعم از زن و مرد براي ايجاد زمينه آموزش و حفظ توانايي هاي دفاعي كه خود مقدمه است، كوشش نمايند.
به اين ترتيب بر زنان مسلمان نيز واجب است تا در جهات گوناگون، از جمله رزمي، نظامي براي مقابله با دشمن مهاجم به كشور اسلامي، آماده دفاع باشند.
بر همين مبنا آموزش نظامي خواهران نيز در بسيج آغاز شد و علاوه بر آن با فرموده هاي امام خميني (ره) در سالروز ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها نكات مبهم آن نيز تبيين گرديد.
ايشان فرمودند:
"حضرت زهرا سلام الله عليها مجاهده و مخاطبه با حكومتهاي وقت داشت و آنها را محاكمه
مي كرده اند، شما بايد از ايشان تبعيت كرده و به او اقتدا كنيد تا در روز زن وارد شويد و اگر بپذيريد، هم بايد در ميدان تحصيل و علم و هم در ميدان دفاع از اسلام مجاهده نماييد، كه دفاع از اسلام از مهماتي است كه بر هر مرد و زن و هر كوچك و بزرگي است. البته در آن محيطي كه شما تعليم نظام مي بينيد بايد محيط آزاد و صحيح و همه جهات عفاف محفوظ گردد."
مركز بسيج خواهران مأموريت جذب، آموزش و سازماندهي بانوان كشور را بر عهده دارد و تاكنون توانسته است در امر آموزش خواهران در زمينه هاي نظامي امدادگري، عقيدتي، سياسي و سوادآموزي، خدمات و اقدامات مؤثري انجام دهد.
همچنين خواهران بسيجي در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه ها نيز حضوري فعال داشتند و در تهيه و تدارك وسايل مورد نياز رزمندگان اسلام، زحمات فراواني را متحمل شدند-
اتـشـكـيـل مـى دهـنـد جـوانان مى باشند، بديهى است كه حيات يك جامعه و بروز تغييرات و ايجادفـعـل و انـفعالات در راهيابى به سوى كمال و تعالى ، توسط جوانان صورت مى گيرد و اين واقـعـيـت انـكـارنـاپـذير است ، زيرا هر جامعه فاقد پويايى و حركت و به طور اخص ‍ هدفمندى محكوم به جمود، ركود و سكون است .
بـه دنبال پيروزى انقلاب اسلامى به زعامت رهبر كبير انقلاب اسلامى سازندگى كشور آغاز وضـمـن حـفـاظـت و پـاسدارى از انقلاب ، با ايده بيدارى ملت ها و آزادى انسان ها از بند استثمار واسـتـعـمـار بـه ترويج اسلام ناب پرداخت و ملل ديگر دنيا با الگو گرفتن از انقلاب اسلامى ايـران پـرچـم مـخـالفـت و سـتـيـز بـا حـضـور ابـرقـدرت هـا و ايـادى آنـان را در مـمـالك خويش بـرافـراشتند و استعمارگران ، چون منافع خويش را در دنيا در خطر ديدند و براى حفظ منافع از هيچ دشمنى و شرارت عليه انقلاب اسلامى فروگذار نكردند.
يـكـى از خـطراتى كه انقلاب نوپاى اسلامى را تهديد مى كرد، حمله نظامى بود حضرت امام 1در پنجم آذر 1358 فرمان تشكيل بسيج را صادر و چنين فرمودند:
بـايد همه قو ايمان را مجتمع كنيم براى نجات دادن يك كشور، بايد اگر مسائلى براى ما پيش بيايد هر چه هم سخت باشد، تحمل كنيم ... قواى خودتان را مجهز بكنيد و تعليمات نظامى پيداكـنـيـد و بـه دوسـتـانتان هم تعليم دهيد... مملكت اسلامى بايد همه اش نظامى باشد و تعليمات نـظـامـى داشـتـه بـاشد... همه جا بايد اين طور بشود كه يك مملكتى بعد از چند سالى كه بيست ميليون جوان دارد، بيست ميليون تفنگدار داشته باشد و بيست ميليون ارتش داشته باشد...
بسيج در دوران دفاع مقدس
هـنـوز يك سال از صدور فرمان امام نگذشته بود كه رژيم بعث عراق در راستاى اهداف پليد استكبار جهانى ، عليه ايران دست به يك حمله همه جانبه زد.
جـوانـان سـلحـشور كه به فرمان حضرت امام در پايگاه هاى مقاومت تحت عنوان بسيجى گرد آمده بـودنـد بـا اشـاره ايـشـان بـه جـبـهـه هـاى نـبـرد هـجـوم آوردنـد و تا آخرين قطره خون خويش ،ايستادگى و مقاومت كردند.
چه زيبا امام راحل اين چهره هاى مظلوم را به تصوير كشيد و فرمود:
شـمـا آيـيـنـه مـجـسـم مـظـلومـيـت هـا و رشادت هاى اين ملت بزرگ در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين كشوريد.

? +? : گمنام ? تاريخ: سه شنبه 1388/09/10 ? موضوع: ?

بسیـــــــــــــــــج مستضعفیـــــــــن

بسیـــــــــــــــــج مستضعفیـــــــــن

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از اولین نهادهای انقلابی که تأسیس شد، بسیج مستضعفین بود.

امام خمینی(ره) رهبری بود دارای فکر و اندیشه سیاسی عمیق، به طوری که آینده نگری ایشان و قدرت تشخیص موقعیتهای مختلف در زمان و مکانهای گوناگون در موضع گیریهای ایشان کاملاً مشهود است.

فرمان تشکیل ارتش بیست میلیونی در قالب بسیج مستضعفین، از جمله اقدامات و ابداعات بسیار قابل تأمل ایشان است.اقدامی که از لحاظ استراتژیک موقعیت ویژه ای را برای انقلاب نوپای اسلامی به وجود آورد.

بسیج، نیرویی برخواسته از میان مردم، با کارایی و انعطاف پذیری زیاد در نوع مأموریت های محوله بوده و هست. نیرویی که یکی از دغدغه های آن به بار نشاندن آرمانهای انقلاب اسلامی بوده و فعالیتهای خود را در این تنظیم و برنامه ریزی کرده.

در حال حاضر به بسیج به عنوان یک فرهنگ و یک دیدگاه جامع الاطراف نگاه می شود.

تفکری که سعادت، خوشبختی مال و حتی جان دیگران را بر خود مقدم می شمارد.

بسیج و بسیجی، در برهه ای از تاریخ انقلاب اسلامی ایران نقشی پررنگ را به خود اختصاص داده است که بی شک از حساس ترین لحظات عمر انقلاب بوده و آن دوران هشت سال دفاع مقدس می باشد.

البته آن دوره، زمانی بود که نقش بسیج در فاز نظامی اهمیت بیشتری داشت، زیرا انقلاب به این نیروهای داوطلب برای دفاع در برابر تجاوز بیگانگان احتیاج داشت.

پس از پایان جنگ و خارج شدن بسیج از فاز نظامی[البته با حفظ آمادگی دفاعی خود در زمان صلح] وارد مرحله ای جدید از فعالیتهای خود شد که تشکیل بسیج سازندگی یکی از نمونه های آن می باشد.

 

در این یادداشت موضوع مهم و مورد توجه، گوشه ای از سخنان امام خمینی(ره) در مورد بسیج می باشد که در ذیل آمده است:

 

"هیهات اگر خمینی یکه و تنها هم بماند ، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه خواهد داد و به یاری بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان سرسپردگانی که به ظلم و ستم خویش اصرار می نمایند سلب خواهد کرد. راستی اگر بسیج جهانی مستضعفین تشکیل شده بود، چه کسی جرات این همه جسارت با فرزندان معنوی رسول الله را داشت. "

 

با تأمل و بررسی جملات بالا متوجه می شویم که نگاه امام خمینی(ره) به بسیج فراتر از آن چیزی است که امروز من و شما با آن آشنا هستیم و دیده ایم و آن بسیج جهانی مستضعفین است.

بسیج جهانی مستضعفین اندیشه ایست نشأت گرفته از آراء و اندیشه های انقلابی امام خمینی(ره).

ایشان ابعاد جهانی این تفکر و کارکردهای فراوان آن را برای شکوفایی و قدرت گرفتن اندیشه اسلام ناب دیده و درک کرده بودند.

اندیشه ای که ریشه در آموزه های اسلامی - شیعی دارد و تفکر جدیدی نیست، ولی ایشان این تفکر را زنده کرده و برخی ابعاد آن را عملیاتی نمودند.

حرکتها و جنبشهای اسلامی و حتی غیر اسلامی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ایجاد موجی انقلابی و استکبار ستیزی برای مبارزه با قدرتهای استکباری یا عاملان سرسپرده این قدرتها، از دهه 80 میلادی به بعد و به طرق مختلف تحت تأثیر این اندیشه بوده اند که نمونه بارز ، عینی و عملیاتی آن جنبش حزب الله لبنان می باشد.

بسیج جهانی مستضعفین آرمانیست که تحقق آن نیاز به عزم اراده همه آزاد اندیشان و ظلم ستیزان جهان دارد.

به امید از میان رفتن ظلم و ستم در این دنیای زر و زور و تزویر.

انشاء الله


? +? : گمنام ? تاريخ: سه شنبه 1388/09/10 ? موضوع: ?

پیام مهربانی

 

به نام خدائي كه در اين نزديكيست

با سلام خدمت شما دوست عزیز!

 در اين دنياي پر فريب و نيرنگ هر آنکه بتواند خود را از گناه دور نگه دارد به عزت بزرگي رسيده است. خوشا به حال جوانان و نوجواناني که با وجود زرق و برق دنياي فريبنده خود را از دام شيطان به دور نگه مي دارند. شايد بعضي ها بگويند که شما تا ديروز انسان بد اخلاقي بودي و حالا خوش اخلاق شده اي اما يک انسان دانا مايوس نمي شود و در جواب بايد گفت که من ديگر نمي خواهم انسان بدي باشم و ميخواهم خودم و خداي خودم باشم . دوست گرامي شما با رعايت اخلاق معنوي ميتواني به مراتب بالاي ايمان برسيد تا آنجا که در دنيا تسخير داشته باشيد. شرط آنست که فرمان بردار خوبي براي خالق خود باشيد. دوست گرامي بدان که هر بار بر نفس پا بگذاري قدم بزرگي را به طرف خدا برداشته ايد . توصيه هايي هم به خود و هم به شــما:  1- در راه جهاد با نفس هيچ گاه مايوس نشويد. 2- از ملامت ديگران احساس حقارت نکنيد، چون در آن لحظه خداوند به شما افتخار ميکند و به فرشتگان ميگويد: ((بنده ي مرا ببينيد که از سرزنش ديگران احساس حقارت نمي کند)).  3- نماز اول وقت بخوان در هرکجا که باشيد و بر خدا توکل کنيد.4- سعی کنيد تا براي نماز صبح به راحتي بيدار شويد 5- بسيار دعا کنيد و مطمئن باشيد که خداوند دعاهاي شما را مستجاب ميکند. 6- دوستان بد را ترک کنيد. 7- اخلاق بد را ترک کنيد. 8- اميدوار باشيد که نصرت خداي کريم به شما نزديک خواهد بود .

 

 به اميد ديدار آقا امام زمان (عج).

 

? +? : گمنام ? تاريخ: دوشنبه 1388/07/13 ? موضوع: ?

شهيد محمد حسين ايزدي

شهيد محمد حسين ايزدي                                                        

ايشان در سوم شعبان سال 1387 هجري قمري برابر با 13 آبان ماه سال 1346 هجري شمسي در تهران در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.و اين در حالي بود كه نهال نوپاي انقلاب هرروزه با خون شهيدان سالهاي انقلاب آبياري مي‌شد و امام عاشقان سه سالي بود كه در تبعيد به سرمي‌برد.به علت همزماني تولد اين شهيد با سالروز ولادت سالارشهيدان حضرت اباعبدالله‌حسين (ع)؛ نام وي را محمد حسين گذاردند. ونيز نام ديگري هم بر روي اين شهيد گذارده شد كه دوراز سرنوشت با سعادت وي نبوده و آن نام سعيد مي‌باشد كه چه خوش نامي براي چنين مولودي.دوران كودكي وي در حالي طي شد كه در ميان هم سن و سالانش فردي منحصربفرد بود چه از نظر اخلاق و رفتار و چه از نظر تحصيل. همچنين او تلاش پيگيري در راه فراگيري قرآن كريم داشت.چنانكه در اين مورد از طرف دبستاني كه در آن تحصيل مي‌كرد در آن زمان طاغوت مورد تشويق قرار گرفت.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 وي كه در سن نوجواني بود فعاليتهاي بسياري را در زمينه‌هاي فرهنگي- سياسي انجام داد. چنانكه يكي از اعضاء كوشاي انجمن دانش آموزي حزب جمهوري اسلامي كه از نهادهاي انقلابي مطرح زير نظر شهيد دكتر بهشتي  در آن دوره بود به شمار مي‌رفت.در اين انجمن يكي از اعضاء فعال گروه‌هاي سرود حزب به شمار مي‌رفت و در اين زمينه اجرائيات زيادي در محافل سياسي-اجتماعي انجام مي‌داد. اين فعاليتها همچنان ادامه داشت در حاليكه وي دوران دبيرستان را در دبيرستان مدرس ادامه مي‌داد ويكي از شاگردان خوب و بااخلاق اين دبيرستان به شمار مي‌رفت.

شهيد در سالهاي آخر دبيرستان اصرار بيش از حدي براي رفتن به جبهه و شركت در دفاع حق عليه باطل داشت و اين در حالي بود كه چند سال از آغاز جنگ تحميلي عراق برعليه ايران گذشته بود از سال سوم دبيرستان شوق و ذوق زايد الوصفي براي رفتن به جبهه و شركت در بسيج از خود نشان مي‌داد چنانكه علاوه بر فعاليتهاي ذكرشده ؛ در بسيج مسجد محل (مسجد حوري) هم عضو شده و فعاليتهاي شاياني در مسجد انجام مي‌داد.وي مرتبا به مسجد مي‌رفت و در گشت‌هاي شبانه و دستگيري منافقين و اشرار و ايجاد امنيت شهرنشينان و هم‌محليان خود شركت مي‌نمود.وي در مسجد كلاس قرآن راه‌اندازي كرده بود ويكي از اعضاء بسيار فعال بسيج به شمار مي‌رفت از تظاهر و ريا به دور بود چنانكه از فعاليتهاي مختلفش، خانواده پس از شهادتش با خبرشدند.

بسيار شوخ طبع و خوش اخلاق بود و وجودش در خانه باعث گرمي محفل خانه و دلگرمي خانواده بود. خلوص و تقواي شهيد چندان بود كه حتي راضي نمي شد چنددست لباس نو در كمد داشته باشد در حاليكه برخي از افراد هستند كه حتي يك دست لباس هم بر تن ندارند.او اصرار فراواني براي راضي نمودن خانواده جهت رفتن به جبهه داشت تا اينكه بالاخره موفق شد در سال آخر دبيرستان يعني سال 1364  خانواده را راضي نموده و به جبهه برود.دوران آموزشي را در پادگان مالك اشتر به سرعت گذراند و در لشگر 27 محمد رسول الله (ص)، همراه با ساير بسيجيان به جبهه‌ها اعزام شد. اين بسيجي عاشق امام حسين چندين بار به جبهه‌هاي شمالغرب و غرب كشور اعزام شد و دوره‌هاي 45 روزه و 3ماهه و... را در جبهه مي‌گذراند. و همين شركت پياپي او در جبهه‌ها سبب شد كه يكسال هم از درس عقب بيافتد و ديرتر ديپلم بگيرد اما وي يك بسيجي عاشق بود كه درس و جبهه ، هردو براي او تكليفي اللهي بود و در آن زمان تشخيص داده بود كه جبهه و سلاح در دست گرفتن در مقابل دشمنان اسلام و انقلاب از قلم به دست گرفتن واجب تراست. همانطور كه امام خميني (ره) فرمانده كل قوا؛ فرمان داده بود واونيز پيام امام خويش را چه خوش لبيك گفت.بالاخره بعد از چندين بار شركت در جبهه و عملياتهاي مختلف به تهران بازگشت و در كنكور سراسري سال تحصيلي 65-66 شركت نمود و در رشته مهندسي برق – شاخه مخابرات دانشگاه صنعتي اميركبير قبول شد و به دانشگاه نيزراه يافت.اما قبولي در دانشگاه ودانشجو شدن هم او را از هدف اصلي اش كنارنزد و عشق بسيجي بودن وجانبركفي بارديگر او را به سوي ميعادگاه عشاق فرا مي‌خواند.

وي براي آخرين بار در بهمن ماه 1366 از خانواده وداع كرد و همراه با اعزام لشگر 27 محمد رسول الله (ص) به سوي جبهه‌هاي غرب كشور اعزام شد.درحاليكه عضو گردان عمار-گروهان شهيد رجايي- دسته فتح بود.درجبهه‌هاي سردشت پس از شركت در عمليات نصر 7 كه سبب آزاد سازي يكي از استراتژيكيترين ارتفاعات غرب كشور به نام دوپازا شد همراه با لشگر اسلام وارد خاك عراق شد .بالاخره در تاريخ 22/12/1366 در آستانه بهار 1367 در منطقه ماووت عراق با ضرب خمپاره دشمن بعثي به شهادت رسيد و پرنده عاشق جانش كه در قفس سينه‌اش دلتنگي ميكرد پرده حجاب تن را دريد و در آسمان پاكيها به سوي نور مطلق پركشيد.

 

نحوه شهادت 

 او نيز عجيب مي‌نمود.وي طبق گفته همرزمانش در چند روز قبل از شهادت حالات عجيب و عرفانيي پيدا كرده بود. ودر صورتش نور شهادت نمايان گشته بود. روز شهادت نيز حالت عجيبي به وي دست داده بود و بر نورانيت وي افزوده بود كمي آشفته و دلتنگ به نظر مي‌رسيد و اين چندان بوده كه قبل از شهادت  كه هنگام غروب خورشيد بوده از همسنگرش مي‌خواهد كه براي آرامش دل و جانش باتفاق سوره يس بخوانند .( ناگفته نماند كه اين شهيد در جبهه هم دست از فعاليت فرهنگي خويش برنداشته و كلاسهاي آموزش قرآن راه‌اندازي كرده بود و به بسيجيان آموزش قرآن مي‌داد.)همانطور كه سوره يس خوانده مي‌شدبه يكباره حال ايشان منقلب مي‌شود و مانند اينكه كسي اورا صدا زده باشد از جا برخواسته ؛ ظرف آب كه خالي بوده را برداشته و به كناررودخانه‌اي كه در نزديكي سنگر و در تيررس دشمن بود به راه ‌مي‌افتد تا براي سنگر آب بياورد و همسنگر او همچنان سوره يس را مي‌خوانده. در اواخر سوره به ناگهان صداي انفجار خمپاره 60 در نزديكي رودخانه به گوش مي‌رسدو پس ازاينكه به كنار رودخانه مي‌رسند مي‌بينند كه شهيد در خون سرخش غلتيده و ظرف پر از آب در دستان خونينش بر خاك افتاده و به راستي چونان حضرت ابوالفضل (ع) آزاده زيست و آزاده نيز جان به جانان تسليم كرد.روز خاكسپاري اين شهيد در ايام ماه مبارك شعبان و درروز ولادت حضرت عباس ؛ 4 شعبان مصادف با 5 فرودين 1367 بود.واحسرتا به چنين آزادمردي كه روز ولادت و شهادتش هردو روزهاي فرخنده و پربركت بودند و زندگي دنيويش هرچند كوتاه و لي چنان پربار بود كه گويي ره صدساله را يك شبه طي كرد و حيات جاودانه آخرتش را نيز چونان نامش سعيد و پرثمر ساخت.

? +? : گمنام ? تاريخ: دوشنبه 1388/07/13 ? موضوع: ?

پیام مهربانی

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام خدمت شما دوست عزیز!
در اين دنياي پر فريب و نيرنگ هر انکه بتواند خود را از گناه دور نگه دارد به عزت بزرگي رسيده است. خوشا به حال جوانان و نوجواناني که با وجود زرق و برق دنياي فريبنده خود را از دام شيطان به دور نگه مي دارند. شايد بعضي ها بگويند که شما تا ديروز انسان بد اخلاقي بودي و حالا خوش اخلاق شده ايي اما يک انسان دانا مايوس نمي شود و در جواي بايد گفت که من ديگر نمي خواهم انسان بدي باشم و ميخواهم خودم و خداي خودم باشم . دوست گرامي شما با رعايت اخلاق معنوي ميتواني به مراتب بالاي ايمان برسيد تا آنجا که در دنيا تسخير داشته باشيد. شرط آنست که فرمان بردار خوبي براي خالق خود باشي. دوست گرامي بدان که هر بار بر نفس پا بگذاري قدم بزرگي را به طرف خدا برداشته اي . در اينجا برادرانه به شما توسيه هايي را دارم 1- در راه جهاد با نفس هيچ گاه مايوس نشو 2- از ملامت ديگران احساس حقارت نکن چون در آن لحظه خداوند به تو افتخار ميکند و به فرشتگان ميگويد((بنده ي مرا ببينيد که از سرزنش ديگران احساس حقارت نمي کند)) 3- نماز اول وقت بخوان در هرکجا که باشي و بر خدا توکل کن4- سعی کن تا براي نماز صبح به راحتي بيدار شوي 5- بسيار دعا کن مطمئن باش که خداوند دعاهاي تو را مستجاب ميکند. 6- دوستان بد را ترک کن 7- اخلاق بد را ترک کن8- اميد وار باش که نصرت خداي کريم به تو نزديک خواهد بود . به اميد ديدار اقا امام زمان (عج)
? +? : گمنام ? تاريخ: یکشنبه 1388/07/12 ? موضوع: ?

مناجات ناشنوايان

بسم الله الرحمن الرحيم
مناجات ناشنوايان

شعری از رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران


ما خيل بندگانيم ما را تو مي شناسي
هر چند بي زبانيم، ما را تو مي شناسي
ويرانه ئيم و در دل گنجي ز راز داريم
با آنكه بي نشانيم، ما را تو مي شناسي
با هر كسي نگوئيم راز خموشي خويش
بيگانه با كسانيم ما را تو مي شناسي
آئينه ايم و هر چند لب بسته ايم از خلق
بس رازها كه دانيم ما را تو مي شناسي
از قيل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از اين و آنيم ما را تو مي شناسي
از ظن خويش هركس، از ما فسانه ها گفت
چون ناي بي زبانيم ما را تو مي شناسي
درما صفاي طفلي، نفسرد از هياهو
گلزار بي خزانيم ما را تو مي شناسي
آئينه سان برابر گوئيم هر چه گوئيم
يكرو و يك زبانيم ما را تو مي شناسي
خط نگه نويسد حال درون ما را
در چشم خود نهانيم ما را تو مي شناسي
لب بسته چون حكيمان، سرخوش چو كودكانيم
هم پير و هم جوانيم ما را تو مي شناسي
با درد و صاف گيتي، گه سرخوش است گه غم
ما درد غم كشانيم ما را تو مي شناسي
از وادي خموشي راهي به نيكروزي است
ما روز به، از آنيم ما را تو مي شناسي
كس راز غير، از ما نشنيد بس «امينيم»
بهركسان امانيم ما را تو مي شناسي

? +? : گمنام ? تاريخ: یکشنبه 1388/07/12 ? موضوع: ?

متن وصیتنامه معلم شهید یدالله صادقی

متن وصیتنامه معلم شهید یدالله صادقی (شهید دشت شلمچه کربلای چهار)

بسم الله الرحمن الرحيم                               

 وصيت نامه برادر حقير شما يدالله صادقي را در تاريخ  5 /5/65را به عنوان وظيفه و تكليف شرعي مي دانم شروع مي كنم

 

 " الذين امنوا و هاجروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم وانفسهم ،اعظم درجة عندالله،و اولِِيك هم الفائزون "

 

آنانكه ايمان آوردند واز وطن هجرت گزيدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد كردند ، آنها نزد خدا مقام بلندي دارندبالخصوص رستگاران دو عالمند.

با سلام ودرود فراوان به پيشگاه ولي عصر (عج)كه در جبهه هاي حق عليه باطل پيشاپيش رزمندگان دلير و شجاع رهبريت مي نمايند ‍،از خداوند عظيم الشآن التماس مي كنيم كه هرچه زود تر فرجش را نزديك گرداندو حكومت اسلام را در اين جهان پياده كند كه آرزوي هر مسلمان مي باشد،وسلام به حضور اين عالم بزرگوار واين ابراهيم زمان بت شكن تاريخ ،امام امت حضرت آيت الله خميني كه وجودش باعث شوكت ، جلال و بزرگي مسلمانان جهان مي باشد .

                                  از خداوند طلب آمرزش ومغفرت مي خواهيم،

و سلام به تمام ارواح طيبه ي شهدا از صدر تا كنون ومعلولين ومفقودين واسراء كه براي ما غيرت و شوكت به ارمغان آورده اند از خداوند بزرگ مي خواهيم كه اينها را بيامرزدوسلام به حضور برادران و خواهران هميشه در صحنه،عرض مي كنم كه بايد صبر و استقامت[داشته باشيد] و مستحكم باشيد،در مقابل مشكلات هميشه مقاوم واستوار باشيد و تقوا پيشه كنيد وامام را تنها نگذاريد و جبهه ها را گرم نگه داريدو وحدت داشته باشيد و از اختلاف دوري كنيدكه كار شيطان است ومن به عنوان يك برادر كوچك شما كه احساس وظيفه مي كنم مي خواهم چند كلمه اي از درون هر بيدادگري باشد با شما برادران و خواهران صحبت كنم وصحبتم اين است كه از صدر اسلام هميشه دو فكر و دو جبهه وجود داشته است و حال هم در مقابل هم مي بينيم اين دو مكتب و [دو] مذهب كه يكي توحيد حقيقي است كه جهان وهستي بر مبناي آن استوار است و انسان موحد ، انسان پيشتازيست كه قسط و عدل را بر قرار سازد و زندگي پهناور وجاويد را پس از مرگ كه سعادت براي پرهيزكاران ميباشد [را انتخاب كند] ،اما مكتب و مذهب ديگري كه مي بينيم يك مكتب غلط وباطل است كه پس از مرگ بر عذاب وسختي براي انسانهاي حيوان صفت وبي تفاوت كه نمي دانند از كجا آمده اند وكجا مي خواهند بروند، ما مي خواهيم بدانيم كه انسان بايد خودش را ارزيابي كند و تشخيص بدهد كدام را بايد انتخاب كند ،زندگي [و]سعادت پس از مرگ مي خواهد يا زندگي تلخ پر عذاب؟!

اگر جزء آن دسته باشيم كه سعادت را در گرو اخلاص وپاكي]بدانيم[ ودرستي را انتخاب كنيم بايد تلاش [كنيم]و زحمت بكشيم ،]پس [بدانيد ومطمئن باشيد كه موفق وپيروزيدو اگر جزء آن دسته باشيم كه بي تفاوت و بدون هيچگونه احساس وظيفه اي ] از كنار مسئوليت ها ميگذرند[ ،اينها طبق كلام خدا در عذابند.

واما سخن من با آن دسته اي مي باشدكه دم از مسلماني مي زنند ولي طبق اسلام كار نمي كنند و بدانيد كه در قرآن داريم،خداوند مي فرمايد اي كساني كه ايمان آورده ايد خيال نكنيد[هدف از آفرينش شما و هستي فقط دنياست و] ديگر كارتان نداريم وبعد ميفرمايد بعد از اين كه ايمان آورديد شما را امتحان و آزمايش ميكنم كه ما مشاهده ميكنيم آنها با خدا دروغ ميگويند وبه خود لطمه ميزنند ، كار خداوند حساب شده و دقيق است و از هر گونه كاري كه به نظرمان مي رسد آگاه و داناست.

عزيزان بدانيد كه بيهوده به اين دنيا نيامديم كه هر كاري انجام دهيم حساب نمي شود ،نه! اين نيست همان طوريكه خداوند اسم ونام شما را در ميان حيوانات ودر جهان هستي خليفة الله گذاشته است پس بيهوده نيامده ايم كه در اين دنيا سرگرم باشيم ، وظيفه من و تو بيش از پيش سنگين است كه بدانيم ، و بايد مواظب باشيم كه در پيشگاه خداوند رو سياه و شرمنده نشويم و در مقابل شهدا و مفقودين سر به زير نبا شيم ،بايد ما هم به حد توانائي براي اسلام كار كنيم و كارمان زماني پيش مي رود كه وحدت و اتحاد[جمعي]داشته باشيم .اگر آمده ايم كه تفرقه بياندازيم،و اتحاد مسلمانان را از هم جدا كنيم جزء آن دسته هستيم كه از رحمت خدا به دور هستند .

رحمت و نعمتي كه ماداريم در اين مقطع از زمان خيلي بالا و بلند است اگر قدرش را بدانيم ،خلاصه آگاه و هوشيار باشيد كه از صراط مستقيم كه راه الله ميباشد منحرف [نشويم] و سقوط نكنيم خيلي ها در بين من و شما بودند ،چه آشنا و چه غير آشنا كه رفتندآنها ميدانستند كه دنيا جاي ماندن نيست و آنها (شهدا)سبقت گرفتند و رفتند ،ما هم بايد پا جاي پاي آنها بگذاريم و راه آنها را ادامه بدهيم و از قفس آزاد شويم و به سوي خداي خود بشتابيم.

ولي ما از حسين(ع) درس آموخته ايم و پيرو خط حسين(ع)و ادامه دهنده ي راه حسين هستيم بايد برويم تا رفع فتنه از جهان با يزيديان تاريخ بجنگيم و ارزشهاي والاي اسلام و قرآن را در جهان پياده كنيم و با خداي خود پيمان مي بنديم كه تا زنده هستيم مي جنگيم و نمي توانيم ظلم و ذلت را بپذيريم .

و اما مي خواهم به شما بگويم كه شايد چند بار باشد كه خداوند توفيق داده به سوي جبهه هاي  جنوب و غرب بروم و رفتم و با خداي خود راز و نياز كردم كه مرا هدايت كند و لطف اوبالاتر از اين است  كه بگوئيم حالا كه خدايا! خودت از همه آگاه تر ودانا تر هستي كه فقط بخاطر رضاي تو آمده ام و جز به تو به كسي اميد ندارم مرا نا اميد نكن كه انچه رضاي توست كه همان راه حسين است نصيبم بگردان .خدايا! اول مشتاق [ديدار]تو هستم كه دوستت دارم ،مرا بپذير ولطف وبزرگي تو خيلي زياد است . خدايا! اي محبوب عزيزم ،قبولم كن كه بيايم به سوي تو و صورتت را از من بر نگردان . خدايا!عاشوراي امام حسين(ع)نزديك است ،به خون مطهر هفتادو دوتن كه در در صحراي كربلا بي كس در آن سرزمين به خاك و خون غلطيدند قبولم كن تا در مقابل آنها روسياه نباشم .

اما اي پدر و مادربزرگ و مهربانم !و اي برادران و خواهران عزيزم ،بدانيد كه من بارها پيش شما افسوس مي خوردم كه چرا خداوند مرا قبول نميكند كه به سويش بروم حالا هم ميدانيد كه ماندنم در خانه برايم سخت و سنگين است من خودم اين راه را انتخاب كردم و هيچ كس مرا به اين راه نكشانده جز خداي خودم و آگاهي ايي كه داشتم و رفتم ، حالا از شما ميخواهم كه اگر توفيق يافتم و شهيد شدم اصلا" ناراحت نباشيد و صبر و استقامت پيشه كنيد كه پسر شما با آگاهي و با ديد و بصيرت رفته است و شما بايد افتخار كنيد كه در راه حسين (ع) رفتم ، با عشقي كه در سينه ام و در قلبم مي جوشيد ، رفتم .

و پدر و مادر عزيزم! اگر كسي نبودم كه براي شما خدمت و اطاعت كنم ،اما از خداوند ميخواهم كه [به خاطر او ] شما مرا حلال كنيد و [از من] گذشت كنيد كه انشا الله اگر مرا قبول كرد و شهيد شدم ،شما را [در قيامت] شفاعت ميكنم .و برادران عزيزم !هر چند من كمتر از آنم كه به شما نصيحت كنم اما بر حسب وظيفه اي كه دارم خدمتان عرض مي كنم ، راهي كه من رفتم راه امام حسين (ع) ست ، راه شهداي تنگه ي چزابه و حاج عمران و جزيره ي مجنون و شهداي غرب و جنوب است ، براي شما هيچگونه ناراحتي نباشد كه رفتم ، اگر دررختواب ميمردم شايد افسوس مي ورديد و حالا بايد افتخار كنيد كه خداوند توفيق شهادت نصيبم كرده . من با عشقي كه از حسين دارم و اين راه را تخاب كردم و تا قطره ي خوني كه در بدن دارم مي ايستم و مي جنگم و شما اي خواهران ، شما هم بايد صبور واستوار باشيد و مانند زينب كه ظهر كربلاي عاشورا هفتاد و دو تن از ال عزيزان ،كه همه از  يك جا بودند در راه خدا شهيد شدند و زينب در مقابل آنها چنان محكم و استقامت به خرج داد كه اصلا" كسي را در راه خدا نداده است بايد محكم و پايدار باشيد و هميشه به يا  خدا و ذكر خدا را به جا آوريد ... بار خدايا مرا جزء كساني قرار بده كه با اولياء خدا دوست و همراه آنها باشيم ، خدايا به ما توفيق بده كه در كربلاي حسين كه بار ديگر چادر و خيمه هاي سوخته شده ي امام حسين (ع) را بر پا كنيم و در حرم آن حضرت اسلام را در آنجا پياده نماييم ...خدايا ما را ثابت قدم و پايدار كن تا  راهي را  كه اولياء و معصومين و شهداءانتخاب

كردند ما هم انتخاب كنيم.

والسلام عليكم و رحمةالله و بركاة

5/5/1365

يدالله صادقي

 

? +? : گمنام ? تاريخ: سه شنبه 1388/05/27 ? موضوع: ?

رایحه ی ظهور

 

گوش یاران تو را طعنه اغیار بس است
                 عاشق زار تو را اینهمه آزار بس است
                        قفس تنگ بر این مرغ گرفتار بس است
                               پیش رو بودن و نادیدن رخسار بس است

  از طرف رایحه ی ظهور

? +? : گمنام ? تاريخ: پنجشنبه 1388/05/22 ? موضوع: ?

خوف و حزن دو مانع رسیدن به آرامش _ آرامش در قرآن

خوف و حزن دو مانع رسیدن به آرامش _ آرامش در قرآن

بشر ابتداءً دربهشت بوده است آيه 38 سوره بقره ميفرمايد اهبطو منها بعد از اين که جد ما آدم و جده ما حوا دوتايي تبعيت کردند از ابليس ، خداي متعال به آن دو نفر فرمان هبوط داد يعني برويد بيرون از بهشت،بعدش هم به بني آدم فرمود اهبطو منها . بهشت جايي است که آرامش محض است در آن خوف ، حزن ، غصه ، شرور ، خواب ، چرت ، نيستي و تاريکي وجهل نيست همه هستي محض است .گرسنگي وتشنگي در آن نيست ، آنجا را بهش مي گويند بهشت . الآن که همه شما دنبال آرامش مي گرديد دليلش اين است که قبلا دربهشت بوده ايد و مزه آن را چشيده ايد که الآن دنبال آن مي گرديد . براي اين است که همه دنبال يک جايي هستند که در آن هستي ، علم ، قدرت و عزت باشد چون همه اينها را قبلا چشيده اند .
وقتي آمدند روي زمين خداي متعال فرمود فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا يحزنون ،هر کس از هدايت من تبعيت کند پس هيچ حزن و خوفي ندارد .وقتي حزن و خوف در دل انسان از بين برود يک چيزي در دل انسان پيدا مي شود که قرآن اسمش را امن گذاشته که از ايمان بالاتر است .امنيت يعني انسان نه دل واپسي داشته باشد نه دل واپيشي کسي که دل واپسي دارد مبتلا به خوف است و کسي که دل واپيشي دارد مبتلا به حزن است .
آيا ميشود در زمين بشر به جايي برسد که هيچگونه حزن و خوفي نداشته باشد؟ بله جلساتي که در آن ذکر و ياد خداست ، درآن نه حرف دنيا و نه حرف آخرت است آنجا جلسات امن است . جلساتي که از بهشت و بهشت ها و بالاتر از آن ازبهشتي که خود خداست _في مقعد صدق عند مليک مقتدر _ حرف بزند . هر جا او را ياد کرديم آنجا هم مي شود بهشت ، آنجا هم امنِ امن است . الذين امنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اؤلئک لهم الامن ،فقط خدا گفته اين يک کار را نکنيد لباس ايمان را با ظلم نپوشانيد ، چرا امن بالاتر از ايمان است ؟ چون اصلا امن منشاء ايمان است ،ايمان از آن صادر مي شود .
خوف يعني احتمال يک امر مکروه ، يک امر که موافق وجود شما نيست ، مثلا الآن يک محراب اينجا درست کردند يک تخته گذاشتند روش بنده ايستاده بودم يک دفعه ديدم دو نفر آمدند همين که آمدند گفتيم نکنه يک دفعه تخته بشکند سه چهار تايي برويم پايين 
خوف يعني احتمال يک امر مکروه ، يک امر که موافق وجود شما نيست ، مثلا الآن يک محراب اينجا درست کردند يک تخته گذاشتند روش بنده ايستاده بودم يک دفعه ديدم دو نفر آمدند همين که آمدند گفتيم نکنه يک دفعه تخته بشکند سه چهار تايي برويم پايين ، سر و کله خوف پيدا شد بلا فاصله گفتيم خدايا خودت مي توني درستش کني ، خوف چيست ،خوف رفت . انسان دوست دارد هميشه باشد يک وقت يک چيزي اين هميشه بودن را در معرض خطر قرار بدهد سر و کله خوف پيدا مي شود . شما همه دوست داريد عزيز باشيد ، احتمال اين که مجبور باشيد دستتون را جلوي کسي دراز کنيد خوف پيدا ميشود ، چون دست دراز کردن در فطرت شما يک امر مکروه است .
ريشه خوف چيست ؟جهل است .البته گفته شود در قرآن دو نوع خوف آمده ، خوف از شيطان و خوف از خدا . انما ذالکم الشيطان يخوف اولياءه ،اين ابليس دوستانش را مي ترسند هر کس با شيطان دوست شد مي ترسد . ما اين خوف را مي گوييم که منشاء آن جهل است . ولي خوف از خدا ، ولمن خاف مقام ربه جنتان ،اين خوف منشاءش علم است ، لذا حضرت امير مي فرمايند الخوف امان . انسان از دنيا و آخرت امان پيدا مي کند .
در مورد خوف بر اساس جهل مثلا شما جهل داشته باشيد که خدا غفار است ،همين طور نگران گناهانتان هستيد  ، البته مفيد است تا وقتي معرفت پيدا نکرديد چون جلو نفس را ميگيرد ، اما وقتي بيدار مي شويد و معرفت پيدا مي کنيد مي بينيد عجب اصلا يک سفره ديگه پهن است .
هر جا خدا هست نه خوفي و نه حزني وجود دارد ، حالا خدا کجاست ؟ آيا در آخرت است؟ نه هو معکم  أينما کنتم . خوف از آتش از جهنم ، خوف از مصيبت هاي دنيا ، خوف از فقر ، اينا همش منشاءشون جهل است .
بعضي از عرفا در قديم گفته بودند خوف پدر و مادر ندارد لذا انسان از آن مي ترسد ، بي پدر و مادر خوف . يکي از اوليا ميگفت من أخيرا پدرش را پيدا کردم و پدرش جهل است . الجهل رأس کل شر ، حضرت امير مي گويند الجهل معدن الشرور . حالا اين جهل را چند تا اسم براش مي شود گذاشت يکي دنيا ، يکي نار و يکي هم ابابکر _ که عين جهل است همين قدر بدونيد بد نيست _ است . منشاء رفتن جهنم جهل و بهشت علم است . اهل بهشت اهل علمند . علم چيزهايي است که آرامش بياورد و تاريکي را ازميان بردارد .
منظورم از علم از اين اصطلاحات ذهني نيست ، پيغمبر فرمودند ذاک علم ،علم را نکره آورده اند ، اين يک چيزي است ، العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء ، آنهايي که تو کله هاتون است موقع مردن هم راحت از کله ها بيرون ميرود و آنهايي که بشه به برزخ و قيامت برد جايشان در قلب است ، وبا فشار مردن از بين نمي رود ، آن علم است . علم اصلي چيزي است که ريشه خوف و حزن را بکند ، هر وقت به علم برسيد ديگه هيچ دغدغه اي نداريد ، العلم اصل کل خير ، علم اساس همه خوبي هاست و خيرات است .
پيامبر نشسته بودند يکي از اصحاب آمد گفت يک جايي تشييع جنازه است و يک جايي هم جلسه علم است در کدام شرکت کنم ، پيامبر فرمودند اگر کسي است که جنازه را تشييع کند ، شرکت کردن در يک ساعت جلسه علم معادل دوازده هزار تشييع جنازه است ،يک ساعت شرکت در جلسه علم معادل دوازده هزار دور تلاوت قرآن کريم است .
در روايات مقابل خوف ، رجا آورده اند . رجا احتمال آمدن يک چيز خوب سراغ آدم است که اميد مي آيد ، بنا است باران بيايد ، عيد فطر خوبي داشته باشيم ، برويم بهشت ،بناست شب هاي قدر خوبي داشته باشيم ، آينده دنيا نمي دونيد چقدر قشنگ است ، اينها همه رجا مي آورد . کل شيء اليه ترجعون _سوره ياسين _ خدا همه را دارد به سوي خدا ميبرد . من يک سؤال مي کنم اگر همه جهان به سوي خدا مي رود پيش خدا رفتن جاي بدي است يا خوب؟ پس آينده جهان خيلي عاليه . گفت ما نمي دونستيم جهان به کدام سمت ميرود که بدبين شديم . الآن جهل داشتيم که بدبين شديم و خوف ما را برداشت همين که فهميديم آينده خوب است راحت شديم.
 اما يک فرق بين انسان و اشياء است عالم را ميبرند_ ترجعون _ ، ولي انسان خودش بايد برود  _إنا اليه راجعون _  ، همه اشياء شاد و شنگولند چون دارند مي روند به سوي خدا . اوضاع خيلي خوبه و قرار است خوبتر هم بشه ، چون اشياء دارند به مقصد نزديکتر مي شوند و هر چه نزديکتر بشوند اين خيالات آرام مي شود يا اصلا خيالات از بين مي رود . کمال بالاتر از راحت شدن خيال اين است که اصلا آدم خيال نداشته باشد . خدا رحمت کند يک بزرگي را مي فرمودند اين خيال ،لامش را بکن راء و بعد که شد خيار بردار بخور تا تمام بشود . پيش خدا خيال جايي ندارد .
جهل ماله کجاست مال نفس انسان است ، حزن ماله کجاست ، از نفس شروع مي شود اما سايه مي اندازد روي دل انسان . بنده سؤال مي کنم گذشته هست يا نه آينده چي؟ کدام است فعلا حال است ، کساني که مبتلا به حزن يا خوف هستند هم گذشته و هم آينده را از دست مي دهند وهم حالشان را .
منشاء خوف و حزن نيستي است چون نه آينده و نه گذشته است ، خدا قبلا بوده آينده هم هست حالا هم هست بشر هر وقت اين هستي را رها ميکند وبه نيستي خود مي چسبد به اين دو مبتلا مي شود .
فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون ،اين آيه مال اين دنياست يه مال اون دنياست ؟ اين آيه براي همين دنيا هست ،براي همين زمين است که مي شود نه حزن داشت و نه خوف.
حزن چيست ؟ گاهي نفس بشر خشن مي شود ، بعد يک غم به وجود انسان ميآيد که ميوه آن قبض دل است ، قبض دل را مي گويند حزن .
عرب به ابر ميگويد غمام ، کلمه غم از غمامه گرفته شده و غم يعني ابر ، ابري که مانع نور خورشيد مي شود . لذا غم يعني ستر الشيء ، غم يعني پوشانيدن روي شيء ، گفتيد کفر هم ستر الشيء است ،بله کفر روي تمام نعمتهاي خدا را مي پوشاند اما غم فقط جلو نور خورشيد را مي گيرد ، البته غم خيلي بزرگ است اگر ابر نباشد باران هم نمي آيد ، تمام گريه هايي که بشر کردند منشاء آن غم است وتا اشک نريزد دل انسان نمي خندد ،
              تا نگريد طفل کي نوشد لبن      تا نگريد ابر کي خندد چمن
هر وقت غم وجودتان را گرفت بدونيد يک سايه از عنايات خاص پروردگار بر قلب شما حاکم شده ، منشاء آن چيست نديدن خورشيد ولايت ، هر کس خورشيد ولايت که وجود مقدس محمد و آل محمد است رانبيند غم وجودش را مي گيرد ، چرا خلقت را غم گرفته چون امام زمان گفت مثل من مثل خورشيد است ، ميشه از بين برد ؟ بله يا بايد غم ببارد يا بايد سوار هواپيما بشيم بريم بالا ، ديديد وقتي هواپيما از ابرها بالاتر مي رود آن وقت جمال خورشيد را مي بينيم . الصلوة معراج مؤمن بايد سوار نماز بشويم ، در آسمان ولايت خورشيد را ببينيم غم ها مي روند  . سرتاسر انسان مي شود همان که دنبالش هستيم يعني آرامش .
البته خوش به حال آنهايي که منشاء آن را از بين ببرند ..گفتيم منشاء خوف وحزن چيست ؟ نفس . حالا اگر آدم اين نفس که اين قدر اذيتش مي دهد را از دست بدهد راحت نمي شه ،چه بهتر آدم بگويد برو رد کارت ما ديگر تو را نخواسيتم ...

قل يا آيها الذين هادوا إن زعمتم أنکم أولياء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صادقين _ کساني که خيال ميکنيد اولياء خدا هستيد بياييد آرزوي موت کنيد اگر راست مي گوييد ، يعني اولياء خدا کساني هستند که آرزوي موت دارند ، بعد در سوره يونس خوانديم ألا إن اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون ، نگو که بشر اينقدر ميترسيد سر چي مي ترسيد سر اين نفسشون . الآن خيلي از اين پيرزن و پيرمردها و جوانها همه نگرانند ، براي چه چون نمي دونند مي خواهد چه بشه . يعني چه دارند ؟ جهل دارند و منشاء نگراني هم نفس بود . موت يعني تعطيل شدن نفس . لذا کساني که خدا بهشون توفيق موت داد از همه اينها راحت شدند ، گفتند مردم از هر چه مي خواهيد بترسيد ، بترسيد ولي از مردن نترسيد ، معلومه اگر کسي از مردن نترسد ديگه از هيچ چي نمي ترسد ، مردن يعني رفتن در بغل محمد و آل محمد .
شما همه مشتاق براي رفتن به کربلا چقدر مشتاقيد براي رفتن پيش قبر و ضريح امام حسين ، حالا اگه بخواهند با يک چيزي ببرند پيش خود امام حسين ، اون ديگه چقدر شوق مي آورد .
نقل کردند يک بنده خدايي متوسل شده بود به حضرت امير و به حضرت گفته بودند من را بياريد نجف همين تا رسيديم خواستيد جون من را بگيريد ، بگيريد . وقتي رسيده بود نجف ، دو سه روز بعد کم کم يک حالت لرزه و تب وبعد تب شديدتر ، يک دفعه يادش آمده بود ، به مولا چي گفته ، گفته بود سريع من را ببريد حرم ، وقتي آمده بود حرم گفته بود به مولا آقا من ديوانه شما چرا فورا حرف يک ديوانه را جدي مي گيريد ، شما همه حرفهاي من را ول کرديد همين يکي را گرفتيد ، خلاصه شروع کرده بود گريه و زاري که من هنوز آمادگي ندارم و من نمي تونم . نقل مي کنند يک ملک آمده بود سراغ اين آقا گفته بود چرا اميرالمؤمنين را پکر کردي؟ آقا مي خواست شما را ببرد تو بغل خودش شما از بغل علي فرار مي کنيد ،براتون مولا از خدا 30 سال عمر خواستند .
پس بايد بريم علم تحصيل کنيم تا نترسيم و آرامش بيايد .
قرآن کريم دنيا را به ظلمات تعبير کرده ،در زيارت حضرت رضا هم داريم که مي گوييم السلام عليک يا نور الله في ظلمات الارض ، دنيا تاريک است ، شب است . ولي آخرت روز است ، قرآن کريم در مورد قيمت همش گفته يوم القيامه ،يوم الحسره ، يوم التغابن ، هيچ جا نداريم که گفته باشد ليل القيامه ، پس دنيا شب و آخرت روز است .
شب تاريک است وتاريکي خود منشاء خوف مي شود و اگر بيفتيم در چاله باعث حزن مي شود ، در تاريکي ظلم هم از آدم سر ميزند يک وقت ممکن است پا روي کسي يا اشياء کسي بگذاريم ، نور که بياد اينها از بين مي رود ، العلم نور ، علم همه چيز را روشن مي کند .
حالا بنده سؤال ميکنم شما يک عمر در دانشگاه و جاهاي ديگر درس خوانديد ، آيا توانسته ايد وحشت و خوف و حزن و ظلم را از خود دور کنيد اگر دور شده اند بدونيد واقعا علم تحصيل کرده ايد ، البته اين بدان معني که اونها را کنار بگذاريم نيست چون براي تحصيل پول لازمه ، پول هم احتياج است .
قرآن کريم براي ده سيزده مورد گفته که اينها نه خوف دارند و نه حزن ، که اينها مطلقا آرامش دارند ، اينها کساني هستند که نگاه به آنها عبادت است . نيم خورده مؤمن چرا در آن شفاست ؟ چون مؤمن کسي است که آرامش دارد اصلا مؤمن يعني آدم آرام . شتابزدگي ها ، دلهره ها و دل واپسي ها همه از بين مي رود . فرمودند با همين ها هم رفيق بشويد ، مؤمنين سرعت دارند ولي عجله ندارند چون عجله مال نفس است ولي سرعت مال قلب ، سارعوا إلي مغفرة من ربکم . از اين به بعد بدونيد آنچه در قرآن کريم اعتبار دارد قلب است نفس اعتبار ندارد . سه جاي قرآن خداوند فرموده اين نفس بايد بميرد ، کل نفس ذائقةالموت ، پس چرا گفتند بريد بشناسيدش؟ چون بتونيد راحت از آن بگذريد ، اون اولياء که ازش گذشتند و  پرده ها را از روي نفس کنار زدند و به عمق نفس که راه پيدا کردند ، ديدند نفس ميگويد أنا الله ، نفس ادعاي خدايي دارد ، چون اين الوهيت در ذات نفس وجود دارد خداي متعال هم اصرار دارد که الا و بالله بايد اين نفس تقديم بشود به محضر خدا ، بايد تعطيل بشود .
الآن يکي رد بشه به شما سلام نکرد و ناراحت شديد اين دو حالت دارد يکي ناراحت مي شويد که اين چرا امر خدا را امتثال نکرد که اين صفاي قلب است  و يکي هم ناراحت مي شويد اين چرا به من سلام نکرد که اين همان الوهيت است ، جهلي که هست .
نفس از جنس نار و قلب از جنس نور است ،نفس خيلي به آتش و قلب خيلي به بهشت نزديک است ، نفس همش شما را مي خواهد ببرد تو آتش و قلب شما را به سوي نور و صفا .
البته خوشحال باشيد خدا نفس مؤمنين را فوق العاده ضعيف خلق کرده .
البته خوشحال باشيد خدا نفس مؤمنين را ضعيف خلق کرده ، علامت ضعيف بودنش هم اين است که الآن بنده روضه بخوانم همه شما شروع مي کنيد به گريه کردن ، کفار نفسشان خيلي قوي است وگريه هم ندارند . وقتي مغولها آمده بودند اصفهان را بگيرند ،دو تا سرباز نشسته بودند با هم صحبت مي کردند ، يکي از ديگري سؤال کرد شما تا حالا جايي هم شده که ناراحت بشي از اين قتل عام هايي که انجام دادي؟ گفت من فقط يک جا ناراحت شدم . گفت کجا ؟ رفتيم کنار يک خانه تمام اهل خانه را گردن زديم اومدم کنار يک گهواره ديدم يک بچه شير خواره خوابيده سر شمشير را گذاشتم تو دهانش ديدم شروع کرد مکيدن فهميدم خيلي هم گرسنه است ، من شمشير را فرو کردم ... من آنجا غصه دار شدم که چرا اين بچه را کشتم ، ازپشت پرده فرمانده آنها شنيد گفت گردن اين را بزنيد ، تو سپاه ما اگر کسي دلش به رحم بياد لايق اين سپاه نيست ، اين نفس کافر بشر است که به آتش نزديک است و استعداد جهنم را پيدا مي کند ، اما قلب مؤمن قوي است و تحمل احاديث ومعارف اهل بيت را دارد ولي قلب کافر ضعيف است حوصله يک دانه حديث را ندارد ، به عکس قلب کافر نفسش خيلي قوي است .
بهتر است منشاء آن را از بين ببريم ، فکر کنيد يک باتلاق وجود دارد و از اين مرتب پشه بلند مي شود بعد به شما يک چيزي بدهند بگويند اين پشه ها را بکشيد ، شما بايد مرتب اين پشه ها را بکشيد ، اين باتلاق هست و شما هميشه بايد پشه نابود کنيد يک دفعه يک آدم عاقل هم پيدا مي شود مي گويد اين باتلاق را از زيرآب بخشکانيد . محبت اهل بيت باتلاق را از بين مي برد .
از کساني که در باغ رضوان خوابيده اند ، آنهايي که موتشان رسيده نه فوت کرده اند ، چون الآن يک عده اي هستند که فوت شدند ولي هنوز دلشان اين ور است ، مرحوم آقا شيخ رحمه الله عليه رفته بودند تخته فولاد اصفهان ، يک رفيق داشتند به او گفته بودند به اين قبر گوش بده ببين چه مي شنوي ؟ شنيده بود اين همش فرياد ميزند آهاي خيار سبز دارم ، گفته بود اين خيلي علاقه به بقالي دارد يک دفعه هم غافلگيرانه بردنش آن ور ، اين هنوز نفسش تعلق دارد به اين ور و خيال مي کند هنوز تو اين دنيا است و به جاي لا اله الا الله ميگويد خيار سبز دارم . فوت کرده ولي موتش نرسيده ،موت وقتي است که همه وجود بگويد لا اله الا الله . ولي اجمالا اينهايي هم که فوت کردند ، کم کم موتشان هم ميرسد .
هر کس دلش مي خواهد آرام شود بايد دلش برود به آن ور و آخرتي بشه ، آيه را گوش بديد ومن أمن بالله و يؤمن بيوم االآخرة فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون .
موتوا قبل أن تموتوا ، برويد اون ور قبل از اين که شما را ببرند ،بدن تو دنيا باشد ولي دل در محضر خدا و اولياي خدا باشد ، پيامبر فرمودند هر کس دوست دارد به يک ميت که روي زمين راه مي رود فلينظر إلي وجه علي بن أبي طالب ، به حضرت امير نگاه کند . نفس حضرت مرده بود ولي قلب ايشان زنده بود .
خيالتان راحت وقتي برويد آن ور اولين جمله که به حضرت عزراييل مي گويد اين است که دست شما درد نکند ، چه کار خوبي کرديد ما را آورديد اين ور ما نمي دونستيم اين طرف چقدر عزت و غنا و راحتي و آرامش است . نه دردي ، نه غصه اي ،نه فقري و نه ... يادش هم سرور مي آورد .
خواب ماه رمضان چقدر شيرين است تازه اين برادر موت است که البته براي مؤمنين است .
در قرآن دو تعبير داريم براي مردن يکي غمرات که براي کفار است يعني تمام عالم روي سينه اين کافر ميگذارند تا جون بده ، اما سکرات که براي مؤمنين است يعني يک جام بدند به دستشون از محبت اهل بيت ، تا بياد سر بکشند عزراييل جون را برداشت و رفت ، اينقدر شيريني را مي گويند سکري . دوستان امير المؤمنين مست مولا که شدند هيچ کاريشون نمي شود کرد ، ولذا اگر ديديد که يک نفر که زيارت امام حسين برود و بدون سؤال وارد بهشت بشه درست است چون ديگه مست است ، حضرت سيدالشهدا در روز قيمت تجلي مي کنند و هر تجلي ايشان 800 سال طول مي کشد ، هزار تجلي هم دارند در محشر ديگه آخر کار حوصله حورالعين سر ميرود ميآيند شکايت ميکنند به خدا ، چرا اين دوست هاي امام حسين به ما محل نمي گذارند خطاب ميشه آنها مست جمال حسين شده اند . اذ جاء سکرت الموت . امام صادق مي فرمايند وقتي مرگ يکي از دوست هاي ما برسد يک ملک مي آيد پيش او اول يک گل به او ميدهد تا بو کند اسم گل چيست ؟ گل منسيه _ که ريشه اش از انسا است _ تا بو کرد تمام خاطرات دنيا فراموشش مي شود ، و يک جا متوجه خدا مي شود بعد ملک الموت يک گل ديگه مي دهد تا بو کند اسم اين گل مسخيه است _ که ريشه اش از سخاوت است _ تا گل را بو کرد ميگويد جانت را به من مي دهي ؟ ميگويد بفرماييد . قدرت سخاوت پيدا مي کند .
انشاءالله شما قبل از اين که ملک بيايد اين سخاوت را پيدا کنيد .   
 

 سخنان استاد گرامي حجة الاسلام معمار

? +? : گمنام ? تاريخ: شنبه 1388/05/17 ? موضوع: ?

بسم رب الشهداء

با سلام خدمت شما دوست عزیز!
در اين دنياي پر فريب و نيرنگ هر انکه بتواند خود را از گناه دور نگه دارد به عزت بزرگي رسيده است. خوشا به حال جوانان و نوجواناني که با وجود زرق و برق دنياي فريبنده خود را از دام شيطان به دور نگه مي دارند. شايد بعضي ها بگويند که شما تا ديروز انسان بد اخلاقي بودي و حالا خوش اخلاق شده ايي اما يک انسان دانا مايوس نمي شود و در جواب بايد گفت که من ديگر نمي خواهم انسان بدي باشم و ميخواهم خودم و خداي خودم باشم . دوست گرامي شما با رعايت اخلاق معنوي ميتواني به مراتب بالاي ايمان برسيد تا آنجا که در دنيا تسخير داشته باشيد. شرط آنست که فرمان بردار خوبي براي خالق خود باشي. دوست گرامي بدان که هر بار بر نفس پا بگذاري قدم بزرگي را به طرف خدا برداشته اي . در اينجا برادرانه به شما توسيه هايي را دارم 1- در راه جهاد با نفس هيچ گاه مايوس نشو 2- از ملامت ديگران احساس حقارت نکن چون در آن لحظه خداوند به تو افتخار ميکند و به فرشتگان ميگويد((بنده ي مرا ببينيد که از سرزنش ديگران احساس حقارت نمي کند)) 3- نماز اول وقت بخوان در هرکجا که باشي و بر خدا توکل کن4- سعی کن تا براي نماز صبح به راحتي بيدار شوي 5- بسيار دعا کن مطمئن باش که خداوند دعاهاي تو را مستجاب ميکند. 6- دوستان بد را ترک کن 7- اخلاق بد را ترک کن8- اميد وار باش که نصرت خداي کريم به تو نزديک خواهد بود . به اميد ديدار اقا امام زمان (عج)

بسیــــــــــــج شجره طیبه


منوي اصلي

· صفحه اصلی
· فهرست مطالب
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· جرا بسیج مستضعفیــــــــــــــــن؟
· [5 آذر 1358] - تـشـكـيـل بسيج مستضعفين به فرمان امام خمينى (ره )
· بسیـــــــــــــــــج مستضعفیـــــــــن
· پیام مهربانی
· شهيد محمد حسين ايزدي
· پیام مهربانی
· مناجات ناشنوايان
· متن وصیتنامه معلم شهید یدالله صادقی
· رایحه ی ظهور
· خوف و حزن دو مانع رسیدن به آرامش _ آرامش در قرآن


لينکهاي روزانه

· برای خدا و مهربانیهایش
· mahdiyeh.blogfa
· عقل و عشق
· جستجو ونجات در حوادث
· عقل و عشق
· درمان با قرآن
· استفتائات از رهبر معظم انقلاب


لينک دوستان

· ناگفته‌هایی از سردار شهید اسماعیل دقایقی
· عمليات كربلاي 4 مقاومت سياسي دشمنان را شكست
· زیارت عاشورا
· ادعاهاي بي اساس....
· متن وصيت نامه سياسي الهي حضرت امام خميني (ره)
· خاطرات شهدا
· چند تصویر
· آخرين دست نوشته سردار حاج احمد كاظمي
· جام شفق
· پيام حضرت امام ‏خميني به مناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران
· گوشه هايی از وصيت نامه شهيد چمران
· مقام و درجه شهادت
· منطق گریه بر شهید
· فضیلت گریه بر شهید
· هجرت ، ایمان ، جهاد
· اولیاءالله مرگ به صورت شهادت را بلا شرط از خدا طلب می کنند
· ایستادگی تا آخرین نفس
· خثیمه كيست؟
· منشأقداست شهید
· شهيد رجايي
· منزلت جهاد در اسلام
· جنگ در انديشه نظامی "اسرائيل"
· عقيده صهيونيسم
· آری! اسراییل نژادپرست است
· صهیونیست ها قاتلان کودکان
· ریشه های فکری و اعتقای صهیـونیســم
· یهودی نازی!
· خوی کشتار و خونریزی صهیونیست ها
· آينده "اسرائيل"
· وصيت نامه شهيد عارف يدالله صادقي
· قالب وبلاگ


امکانات






بانک صوت و فیلم مذهبی


طراح صفه وبلاگ

Template By: Tempha.com